نذر کرده بودم که مامانم خوب شد برم مشهد. خوب نذرم هم قبول شد و ما هم دوشنه صبح رفتیم مشهد و پنجشنبه شب برگشتیم. برای همه دوستان مجازی و حقیقی. اینور آبی و آنور آبی. فامیل. مریض ها و خلاصه هر کی تو ذهنم بود دعا کردم. دعا کردم که همیشه تنشون سالم باشه و دلشون خوش و هر چی از خدا میخوان اگه به خیر و صلاحشونه خدا بهشون بده.

روز شنبه قبل از سفر از دفتر وکیلمون در تهران زنگ زدند و گفتند که روز دوشنبه به دفتر تورنتومون زنگ بزنید. خلاصه تا روز دوشنبه دل تو دلم نبود . دوشنبه شب که رسیدیم مشهد به تورنتو دفتر وکیلمون زنگ زدم.

آقای وکیل: خانم جاب آفرتون تا کی مهلت داره؟  من: یک ماه پیش. چطور مگه؟؟  آقای وکیل: آخه از اداره مهاجرت برامون یک ایمیل زدند که تا چند سال آینده پرونده های قبل از ۲۰۰۸ بلاک میشن و هیچ کاری روشون انجام نمیشه. میخواستم بدونم اگه هنوز جاب آفرتون اکسپایر نشده یک پرونده جدید با قانون جدید باز کنید.    من: خوب حالا که جاب آفر اکسپایر شده در ضمن مگه این قانون شامل حال کسانی که جاب آفر دارند هم میشه.  آقای وکیل: والا نمیدونم. ممکنه بشه...... (یعنی باید در دفتر این وکیل ها را گل گرفت) ولی میتونید دوباره جاب آفر را تمدید کنید.به کارفرما بگید با اداره هیومن ریسورس تماس بگیره و بگه که میخواد این جاب آفر را دوباره تمدید کنه. خیلی هم زمان نمیبره. بعدش من یک پرونده جدید براتون باز میکنم.   من: جناب آقای... مگه من ۴ ماه پیش ازتون سوال نکردم که به نظرتون بهتر نیست من با قانون جدید یک پرونده باز کنم و شما گفتید نه؟؟؟ مگه من یک ماه و نیم پیش باز همین سوال را ازتون نپرسیدم و شما گفتید نه؟؟؟ حالا که جاب آفر اکسپایر شده یادتون افتاده؟؟؟      آقای وکیل: خانم این نامه را تازگی برای ما فرستادند   من: ( در حالی که بغض داره خفم میکنه)  آقای .... من تا همین الان هم خیلی برای این مهاجرت هزینه کردم و دیگه حتی حاضر نیستم یک قرون هزینه کنم.     آقای وکیل: خانم من از همه ۵۰۰۰ دلار میگیرم. از شما چون آشنا هستید و میخوام کارتون راه بیافته ۳۰۰۰ تا میگیرم اون هم تو ۲ تا قسط    من: (تو دلم فقط فحشش میدادم و میگفتم حرومتون باشه این پول های مفتی که از مردم میگیرید و هیچ کاری براشون نمیکنید) اگه خواستم بهتون زنگ میزنم...... و گوشی را قطع کردم.

آقای شوهر که همینطور گیج و منگ داشت به حرفهامون گوش میداد پرسید چی شده؟؟ گفتم هیچی اون ۵۰۰۰ تایی که تا اینجا گرفت و هیچ کاری نکرد کمش بوده حالا میخواد یک ۳۰۰۰ تا  دیگه بگیره..... خلاصه که شب اول مسافرتمون حسابی حالمون گرفته شد. تصمیم گرفتیم اگه جاب آفر تمدید شد خودمان بدون وکیل اقدام کنیم و یک پرونده جدید باز کنیم. فردای آن روز به دایی همسرم که برامون جاب آفر داده بود زنگ زدیم و ماجرا را تعریف کردیم . اون هم شاکی شده بود و گفت به نظر من دیگه به این مرتیکه یک قرون هم ندید. خلاصه قرار شد به اداره هیومن ریسورس زنگ بزنند و بپرسن برای تمدید جاب آفر چه باید کرد.

کل سفر فقط فکر و ذهنم مشغول این بود که بالاخره قراره چی بشه. تا کی باید منتظر بمونیم. تا کی باید بلاتکلیف باشیم..... یعنی قسمت در اینه که ما همین ایران موندنی باشیم؟؟ و هزار و یک سوال و آیای دیگه.

پنجشنبه شب برگشتیم تهران و جمعه عصر دایی همسرم باهامون تماس گرفت و گفت با اداره هیومن ریسورس تماس گرفتند و موضوع را گفتند اون ها هم جواب دادن که امکان تمدید جاب آفر وجود نداره و باید دوباره درخواست جدید بدن (یعنی دوباره انجام یکسری مراحل اداری و ۵-۶ ماه وقت تا دوباره جاب آفر جدید صادر بشه).  گفتم پس با این تفاسیر ارزش نداره دوباره این کار را انجام بدیم و کلا بیخیال پرونده جدید میشیم و همان پرونده ۲۰۰۷ را دنبال میکنیم.

و در آخر دایی همسرم حرف خیلی خوبی زد ..... گفت: فیروزه جان تو تمام سعیت را تا اینجا کردی و من دلم روشنه که به زودی کارتون درست میشه ولی این را یادت باشه که هر وقت تو زندگیت دنبال چیزی بودی و بدستش نیاوردی حتما یک خیریتی توش بوده. تو تمام سعیت را کردی بقیه اش را بسپار به دست طبیعت و زمان مطمئن باش خودش انجام میشه. و اینقدر خودت را به خاطر این مسئله اذیت نکن.....

پذیرفتن این موضوع خیلی سخته. این که شاید حالا حالا ها کار مهاجرتمون درست نشه یا اینکه بعد از چند سال انتظار بهمون بگن کلا پروندتون ریجکت میشه ولی حقیقت اینه که هیچ چیز قابل پیش بینی نیست و باید خودمون را برای یکسری اتفاقات آماده کنیم. فقط ناراحت این موضوعم که چرا تمام فکر و ذهنم را روی مهاجرت گذاشتم...... ولی تصمیم گرفتم تمام تلاشم را بکنم تا زندگی عادیم را داشته باشم و اینقدر به رفتن فکر نکنم... هر چی قسمتون باشه همون میشه.