بالاخره مدارک تکمیل و به کانادا ارسال شد تا بعد از چک نهایی از تورنتو به دمشق فرستاده بشه. و اما.....

نمیگم که چند بار رفتم دارالترجمه و برگشتم و چقدر فرمها اشتباه داشت.

نمیگم چند بار رفتم دفتر وکیل و برگشتم و هر دفعه از یک چیزی ایراد گرفتند.

نمیگم که چقدر آقای مدیر جانم را به لبم رساند تا نامه کاری را داد و چقدر مدیر شرکت قبلی سر کارم گذاشت و آخر سر هم نامه را نداد.

نمیگم که توی فرمهایی که کارمند آقای وکیل تکمیل کرده بود و برام فرستاده بود تا چکشان کنم چقدر غلط پیدا کردم.

نمیگم که چقدر طول کشید انجام یک کار ساده که میتونست توی ۲ هفته جمع و جو ر بشه ولی به خاطر بی مسئولیتی و بی دقتی یکسری  یک عالمه عقب افتاد.

نمیگم که چقدر خستگی این همه بدو بدو رو تنم ماند وقتی دیروز کارمند آقای وکیل گفت انشاا... با این جاب آفر تا ۲ سال دیگه کارتون درست میشه.