ارسال مدارک
بالاخره مدارک تکمیل و به کانادا ارسال شد تا بعد از چک نهایی از تورنتو به دمشق فرستاده بشه. و اما.....
نمیگم که چند بار رفتم دارالترجمه و برگشتم و چقدر فرمها اشتباه داشت.
نمیگم چند بار رفتم دفتر وکیل و برگشتم و هر دفعه از یک چیزی ایراد گرفتند.
نمیگم که چقدر آقای مدیر جانم را به لبم رساند تا نامه کاری را داد و چقدر مدیر شرکت قبلی سر کارم گذاشت و آخر سر هم نامه را نداد.
نمیگم که توی فرمهایی که کارمند آقای وکیل تکمیل کرده بود و برام فرستاده بود تا چکشان کنم چقدر غلط پیدا کردم.
نمیگم که چقدر طول کشید انجام یک کار ساده که میتونست توی ۲ هفته جمع و جو ر بشه ولی به خاطر بی مسئولیتی و بی دقتی یکسری یک عالمه عقب افتاد.
نمیگم که چقدر خستگی این همه بدو بدو رو تنم ماند وقتی دیروز کارمند آقای وکیل گفت انشاا... با این جاب آفر تا ۲ سال دیگه کارتون درست میشه.
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم دی ۱۳۸۹ ساعت 19:8 توسط فيروزه
|
متولد شهر زيباي شيرازم و ساكن تهران. سال 2007 با همسر عزيزم براي مهاجرت به كانادا اقدام كرديم. خيلي وقته وبلاگ ميخونم ولي جرات نوشتن نداشتم نا اينكه بالاخره تصميمم رو گرفتم . ميخوام اينجا خاطراتم و حال و روزم رو قبل و بعد از مهاجرت بنويسم.